قالب وردپرس

دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)

دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)
دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)
دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)
دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)
دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)
دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)

دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)

دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)

مکانیست که زرتشتیان، مردار آدمیان را که بنا بر عقاید آنها نجس و پاریار است در آن می‌گذاردند تا گوشت مردار توسط درندگان و پرندگان خورده شود آنگاه باقی‌ماندهٔ استخوان‌ها را درون چاه میانهٔ دخمه انبار می‌کردند. بنا بر عقاید زرتشتیان دفن مردار موجب آلودگی عنصر مقدس خاک می‌گردید و لازم به ذکر است که در دین زرتشتیان بی‌تابی برای مرگ عزیزان شدیداً منع شده‌است.

دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)

برج خاموش یزد

توضیحات بیشتر :

    خیله

خیله چیست؟ و مورد استفاده ی آن چیست؟

خیله، شاید از کلمه ی خیلی گرفته شده و به معنی تعداد زیاد می باشد. تا هنگامی که جسد شسته شود و به نساسالارها تحویل داده شود و اوستاخوانی انجام شود و مراسم تمام شود، غروب می شود و برگشتن به شهر  به علت شب شدن خطرناک بوده.( علت خطرناک بودن: ۱- حیوانات وحشی ۲- راهزن ها). بدین جهت آن ها حداقل یک شب را در اینجا سپری می‌کردند. و بعضی مواقع تا سه شب می‌ماندند و اوستاخوانی و این ها انجام می‌دادند و روز چهارم می‌رفتند زرتشتیان اعتقاد داشتند که در واقع فراوهر یا روح، چون سال ها با بدن با هم زندگی کردند، با بدن اخت شده و به راحتی از بدن جدا نمی‌شود و بدن را تنها نمی‌گذارد و معتقدند که روح تا سه شب با بدن می‌ماند و همچنین روح تاریکی را دوست ندارد و در آیین زرتشتی نور معنای ویژه ای دارد.

دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)

برج خاموشان یزد

بنابراین تا سه شب در آنجا می‌ماندند و صبح روز چهارم که روح بدن را ترک می‌کند آنها هم می‌رفتند. در دین زرتشت روز چهارم اهمیت ویژه ای دارد زیرا هم روح بدن را ترک می‌کند و هم اینکه روح به جایی به نام پل چینه‌ور می‌رود (ما به پل صراط اعتقاد داریم) و در اعتقاد زرتشت اگر کسی نیکوکار باشد گذرگاه برایش باز می‌شود و اگر انسان بدکاری باشد گذرگاه باریک و باریک تر می‌شود و با توجه به اعمال شخص، گذرگاه باریکت ر و برنده‌تر(مثل مو) می‌شود. و در مورد همین مسئله زرتشتیان یک مراسمی دارند به نام دستشویان، که هنوز هم انجام می‌شود. از روزی که یک نفر می‌میرد، اگر پسر داشته باشد معمولا پسر بزرگش و اگر نداشته باشد یک نفر به نمایندگی از پسر بزرگ، یک بازوبند روی بازویش می‌بندد و برای اینکه همه بدانند طرف حسابشان درمورد این مرده و حساب و کتاب با این مرده چه کسی می‌باشد صبح روز چهارم این شخص یک سخنرانی می‌کند و می‌گوید که فلان کس درگذشته و از بین ما رفته، اگر کسی حساب و کتاب و یا حقی گردن شخص از میان رفته دارد به من مراجعه کند و یا اگر دلخوری و … بوده گذشت کنید. بعد ظرف آبی را می‌آوردند و دست هایشان را در آن می‌شستند و این بدین معنا بود که دیگراز آن شخص گذشت کرده اند و شاید اصطلاح دست از چیزی شستن نیزبه همین معنا باشد(از چیزی گذشت کردن و عفو کردن) وبدین جهت بعضی مواقع تا صبح روز چهارم در آنجا می‌ماندند. بنابراین چون می‌خواستند در آنجا بمانند اهالی هر منطقه و محله برای خودشان یک خیله داشتند. ممکن است بگویید چرا یک خیله برای همه نباشد؟! چون در زمان جنگ، بیماریهای واگیردار و تعداد زیادی اجساد بود و با یک خیله جای کافی برای همه نبود حتی اگر این اتفاق نمی‌افتاد یک روزی به نام روز پرسه‌ی همگانی داشتند یعنی مراسم ختمی که برای همه‌ی مردگانشان با هم در اینجا می‌گرفتند و در آن روز برای همه به اندازه ی کافی جا نبوده و به همین دلیل اهالی هر روستا و منطقه یک خیله برای خودشان درست کردند و اسم هر کدام مشخص می‌باشد فضاهایی که در این چهارگوش‌ها پیدا می‌شود بنا به حالت چلیپه مانند (صلیب مانند) است. در اینها اتاقهایی وجود دارد که در آنها اجاق و… هنوز هم پیدا می‌شود و اینها دیوار بوده و پنجره داشته که حالا خراب شده است.بخشی از ساختمان دانشگاه یزد، هتل ارگ و… جزو منطقه دخمه بوده است.

دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)

برج خاموشان یزد

 

 دخمه مانکجی

 

نام دخمه ای که از بیرون مشخص است، مانکجی است که هوشنگ مانکجی لیمجی هاتریا” از هندوستان به اینجا می‌آید و این دخمه را می‌سازد (مثلا نام میدان مارکار از نام فردی به نام جی دوساوایی پشوتن مارکار که روی گونی برنج ها در میدان مارکار علامت (سه ستاره)می‌زده یعنی مارکر بوده، گرفته شده است). در واقع این شخص از زرتشتیان ساکن بمبئی بوده که دوبار به ایران مسافرت می‌کند و یکسری اقداماتی انجام می‌دهد یکی از اقدامات وی: چون با انگلیس ها رابطه‌ی خوبی داشته وارد دربار ناصرالدین شاه می‌شود و با ناصرالدین شاه رابطه برقرار می‌کند و از ناصرالدین شاه می‌خواهد که از زرتشتیان جِزیه نگیرد (وقتی پیروان ادیان دیگر تحت حکومت اسلامی زندگی می‌کنند بایستی مبلغی را به عنوان جزیه بپردازند) و پیشنهاد می‌دهد که خودش همه ی جزیه را از انجمن زرتشتیان هند می‌گیرد و یک جا می‌پردازد. و بدین شکل پرداخت جزیه از زمان ناصرالدین شاه به بعد ملتفی می‌شود. و یکبار دیگر هوشنگ یک سری از زرتشتی‌های کرمان و یزد را با رضایت والدینشان برای آموزش به هند می‌برد.
پس اولین دخمه، دخمه‌ی مانکجی (۱۵۰ سال قدمت) و دخمه ی دیگر دخمه ی گلستان (۸۰ سال قدمت که برخی می‌گویند نام مادر مانکجی بوده) می‌باشد. سیستم دخمه قدیمی‌تر است. در دوره ساسانیان و اوایل اسلام یک دخمه بوده که در کمربندی پشت هتل ارگ جدید یک تپه وجود دارد که اگر بالای آن تپه بروید یک دخمه می‌بینید که فقط اَسته دانش پیداست که نشان می‌دهد سیستم دخمه در اینجا قدیمی‌تر است. آخرین جایی که دخمه گذاری متوقف شده است یزد می‌باشد (۱۳۱۰ در تهران،۱۳۲۰در کرمان، ۱۳۵۰ در یزد). در یزد در سال ۱۳۴۳ ساختمان دخمه تمام کامل می شود و زرتشتیان در سال ۱۳۴۴ اولین مرده را دفن می‌کنند.

بعدها یک تعدادی از رسم ها عوض شده بود. شهریار کسی است که در آن زمان دیده که چطور مرده را به دخمه می‌بردند و همین شهریار آخرین نساسالار زنده است. شهریار رفته و مرده ها را به داخل برده و آن صحنه‌ی وحشتناک را از نزدیک دیده و لمس کرده است. . در بمبئی و کراچی پاکستان هنوز دخمه گذاری انجام می‌شود اما فقط دو نساسالار اجازه‌ی ورود به آنجا را دارند. درکرمان هم یک دخمه وجود دارد که کسی در بین همکاران آدرس آن را نمی‌داند. در اطراف تهران (شهر ری) هم دخمه ای بنام قلعه گبری وجود دارد که خیلی پرت است. تنها فرصت توریست در کل دنیا برای اینکه فضای داخل دخمه را ببیند اینجا در یزد می‌باشد. ما در یزد هفت دخمه داریم که هر هفت دخمه قابل بازدید می‌باشند این تنها فرصت شما در دنیا برای دیدن دخمه است اگرچه سیستم متوقف شده است. و در مورد نام دخمه (Tower of silence) نیز توضیح دادیم  که یعنی از مرده صدایی برنمی‌آید. اگر چشم هایتان را ببندید و تصور کنید که لاشخورها روی دیوار نشسته و منتظر جسد بعدی هستند که به داخل آورده شود، بعد از اینکه نساسالارها رفتند اینها به جسد حمله می‌کنند جسدی که سفید از کفن بوده بلافاصله بخاطر اینکه پوشیده از پرنده می‌شود، سیاه می‌شود وبلافاصله آن پارچه ی سفید بخاطر خون به پارچه ی قرمز تبدیل می‌شود. اگر مدتی باشد که جسدی نیاورده باشند و پرنده ها خیلی گرسنه باشند، بعد از یکی دو ساعت که جسد را داخل دخمه گذاشتند فقط تنها چیزی که باقی می‌ماند چند تا استخوان و چند تکه کفن پاره و بعد سکوت… سکوت ناشی از مرگ که می‌توان این صحنه را با بستن چشم‌ها مجسم کرد و احساس کرد…

 

دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)

برج خاموشان یزد

دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)

برج خاموشان یزد

 

دخمه زرتشتیان (برج خاموشان یزد)

برج خاموشان یزد

 

بعد از اینکه اینها را تعریف کردید بگویید که هنوز یک نفر هست که همه ی این صحنه ها را دیده و حدود ۹۲ سال سنش می‌باشد که نامش شهریار است و این مثل تاریخ زنده می‌ماند.
یک بار یکی از توریست ها گفت ازش بپرس اگر هنوز امکان این وجود داشت که برود بالا و مثل الان هم حق انتخاب داشت که برود زیر خاک، کدامش را انتخاب می کرد؟ وقتی که از ایشان پرسیدم جواب خیلی جالبی داد: هر دفعه هم همین جواب را می دهد. اول که گفت فرقی نمی کند، یه آدم بی سواد ۹۲ ساله می گوید: به هنگام مردن کند روح پاک چه در روی تخت و چه در زیر خاک. وقتی که اصرار کنید می گوید زیر خاک بهتر هست و تمیزتر هست. شهریاریک الاغ دارد که برخی مواق الاغش را می‌آورد و با توریست ها عکس می گیرد. و توریست ها به او کمک می کنند. شهریار می گه نه اصلا سگ دید وجود نداشته. شاید در زمان او سگ آموزش دیده مرده بوده است، چون اینها فقط تا یک گاه نگه می داشتند نه تا ابد. خیلی وقت ها سگ برنمی گشته، مرده زنده نمی شده و…
منظور از گاه: زرتشتیان پنج گاه دارند؛ گاه رپیدون، اشتون، … که اسامی آن در آتشکده هست. نوشته شده مثلا از سپیده دم تا بر آمدن آفتاب یک گاه هست مثل ما که پنج گاه داریم… پس مثلا تا گاه بعدی نگه می داشتند یا حداکثر تا طلوع بعدی یا غروب بعدی نگه می داشتند. زرتشتیان اعتقاد داشتند که وضعیت مغناطیس زمین عوض می شود و در واقع یک شوکی می دهد به فرد سکته ای و باعث می شود فرد برگردد به زندگی.

 

 

نساسالار اجازه ی خروج از دخمه را نداشته و بعدها که وضعیت بهداشت بهتر می‌شود اجازه ی ورود به شهر را داشتند اما همیشه یک زنگ بهمراه داشتند و به محض دیدن کسی زنگ را به صدا در می‌آورد و مردم یواشکی فرار می‌کردند. تا بعدها که بهداشت بهتر شد، شرایط فرق کرد. مثلا همین شهریار ۴ تا فرزند و ۱۲ تا نوه دارد.

 

 

حتی شستشوی مرده در بعضی دوران گاهی در همان جا اتفاق می افتاده که اتاقی داشتند به نام مرده‌-زند که کارهای شستشو را و کفن کردن را انجام می دادند و بعد به اینجا می آوردندشان. یا در اینجا کار شستشو را انجام می دادند و بقیه داستان.
دخمه به نام دمه هم بوده و به معنی دادگاه می باشد. شاید به معنی جای حسابرسی…

 

 

دیدگاهتان را بنویسید